ماهنامه بهمن آذربایجان

جدیدترین شماره های نشریه بهمن آذربایجان را در اینجا بخوانید

ماهنامه بهمن آذربایجان

جدیدترین شماره های نشریه بهمن آذربایجان را در اینجا بخوانید

ماهنامه بهمن آذربایجان
طبقه بندی موضوعی
  • ۰
  • ۰

مروری بر روزهای حضور شهید سید حسن شکوری در شورای شهر تبریز

گفتگوی حسین وحید رضایی­ با دکتر رسول درسخوان


اشاره:

سید حسن شکوری، اگرچه گمنام زیست اما هیچ‌وقت گوشه‌گیر و منفعل نبود. نشان به آن نشان که بارها خود را در معرض رأی مردم تبریز قرار داد و با اعتماد و انتخاب آن‌ها، وکالت مردم شریف تبریز را در شورای اسلامی شهر بر عهده گرفت. به جرات می‌توان گفت که از خوش‌نام‌ترین صاحب‌منصبان مردم تبریز در این سال‌ها بوده. سابقه‌ی حضور مؤثر و فعال آقاسیدحسن در ادوار مختلف شورا، می‌تواند حاوی تجربیات و عبرت‌های ارزنده برای منتخبان ملت در شورا و مجلس باشد. برای آشنایی با این وجه از شخصیت شهید سید حسن شکوری، با «دکتر رسول درسخوان»، از همراهان سید در شورای اسلامی شهر تبریز نشسته‌ایم.

*

 

از آشنایی­تان با آقا سید بگویید. کجا و چگونه باهم آشنا شدید؟

چون ما با بچه­های متعددی در انقلاب و جنگ آشنا شده­ایم، تاریخ بیشتر آشنایی هایمان یادم نمی­آید. ولی بخاطر می­آورم که مطمئناّ از طریق سپاه، جنگ و از آن زمان با آقا سید حسن آشنا شده­ام. ولی جزئیاتش در خاطرم نیست. احتمال می­دهم که از سال 59 در خدمت شریف­شان بوده باشیم؛ از روزهای اول جنگ.

 

پس قاعدتاً باید از دوره ی جنگ و ارتباطتان با ایشان، چیزهایی یادتان باشد.

یادم هست. ولی اینکه از نزدیک در یک گردان باشیم یا نزدیک هم باشیم، نه؛ اینطوری نبوده. ما قبل از آن در لشکر عاشورا در جبهه­های جنگ این عزیز را زیارت می­کردیم. بعدها هم که ایشان در سطح فرماندهی بودند. ولی اینکه در دوره ی جنگ، خیلی به هم نزدیک و در کنار هم باشیم، اینطور نبوده. در شورای شهر بود که خیلی با هم بودیم. ولی در جبهه­های جنگ بصورت عمومی با هم ارتباط داشتیم.

 

در کدام دوره های شورا با هم بودید؟

در شورای سوم، در خدمت شریفشان بوده­ایم.

 

در هنگام انتخابات، یعنی قبل از انتخاب شدنتان و در دوران تبلیغات با آقا سید حسن ارتباطی داشتید؟

معمولاّ لیست­هایی که نوشته می­شد ما در بین آن‌ها لیست­های مشترکی داشتیم. بچه­های رزمنده که لیست­هایی می­نوشتند بصورت مشترک، من و ایشان در آن لیست­ها بودیم. ما با آن‌ها با هم بودیم ولی اینکه آقای شکوری خودش بیاید و لیست بدهد یا اینکه ما لیست بدهیم، آن گونه نبود. در همان لیست­ها با هم بودیم که مخصوصاّ در دوره­ی سوم در لیست­های متعدد، در خدمت آقای شکوری بودیم.

 

بعد از اینکه در انتخابات شورا، پیروز شدید، برای کسب تجربهبا سید حسن مشورت می­کردید؟

بله؛ ما قبل از اینکه شورای سوم به شکل رسمی کارش را شروع کند، در فاصله­ی چند ماهه­ای که وجود داشت، با یکدیگر جلساتی داشتیم و هم­فکری می­کردیم. با دیگر دوستان رزمنده هم همینطور.

 

می توانید بفرمایید که دلیل قرار گرفتن شما با سید حسن در یک لیست چه بود؟ چه اشتراکاتی داشتید؟ یا ایشان چه نکاتی مدنظرشان بود؟

در مورد آن که به ما لطف کرده بودند. آقای شکوری خیلی شناخته شده­تر از ما بودند. چون من یک دوره ای را در تهران و قم بودم، شاید بعضی از عزیزانمان آن طورکه باید ما را نمی­شناختند. برای همین قرار گرفتن در کنار آقا سید حسن و رزمنده­های دیگر، موجب شناخته شدن ما هم می­شد. سوابق دوران جنگ و انقلاب شاید باعث می­شد که لطف بکنند و ما در کنار آن‌ها قرار بگیریم. مشترکات عمده­ی ما سوابق انقلابی و جنگ می­توانست باشد و شاید هم اینکه برای مثال در نظر مهندس شکوری، به طور قطع یکی از  ویژگیها، سلامت اقتصادی بود. از نظر ایشان، سلامت اقتصادی، اهمیت زیادی داشت.

 

چگونه به این قضاوت در مورد آقاسیدحسن رسیده بودید؟ چه چیزهایی در او دیده بودید؟

کلاّ با توجه به مواضعی که مهندس شکوری در دوره­های مختلف شورا گرفته بودند و همچنین در شورای سوم، من اطمینان داشتم که برای مهندس شکوری سلامت اقصادی اولویت اول را دارد. یعنی هدف اصلی انقلاب و حتی جنگ این است که اخلاق و سلامت حاکم باشد. در معیارهای آن عزیزمان، رفتار و سلامت اخلاقی مهم­تر از صف­بندی­های سیاسی بود؛ صف­بندی­های سیاسی هم بود ولی هدف اصلی انقلاب و جنگ همان درستی، پاکی، اخلاق و سلامتی است. این برای آقای مهندس شکوری مسئله­ی خیلی مهمی بود. یعنی مواضعی که می­گرفتند، آرایی که در شورا می­دادند، در تک تک لایه­ها این نکته وجود داشت.

 

این اصرار بر سلامت اخلاقی و اقتصادی، قبل از انتخاب شدن هم برای ایشان اهمیت داشت؟ مثلاً در ایام تبلیغات؟

ببینید! لیست­ها به گونه­ای بودند که افراد خودشان چندان نقشی در ورود به آن‌ها نداشتند. لیست به گونه­ای نبود که برای مثال فرد در ایام انتخابات بیاید و بگوید آقا این لیست این گونه نباشد؛ این امکان وجود ندارد. بنابراین، ایشان خودشان تا جایی که می توانستند دقت می کردند. کم نمی گذاشتند در این مورد. این را لااقل در تبلیغات خودشان حتماً لحاظ می کردند.

 

زمانی که وارد شوراء شدید آقا سید حسن در کدام کمیسیون بود؟ در یک کمیسیون بودید؟

آقای مهندس شکوری جایگاه­های مختلفی داشت. برای مثال در یک دوره در کمیسیون عمران با هم بودیم. من هم رئیس کمیسیون بودم. آقای مهندس شکوری نایب رئیس بودند. در عین حال آقای «علاءالدین نورمحمدزاده» که رئیس شورا بودند، یک بخش کمیسیون تحویل یا کمیته­ی تحویل در پروژه­های عمرانی تعیین کرده بودند که مسئولیت تحویل پروژه­های عمرانی بر عهده­ی مهندس شکوری بود. یعنی این گونه نبود که به کمیسیون عمران بیاید؛ از همان جا کمیته­ی تحویل پروژه­ها را چک می­کرد و تحویل می­گرفت. مسئولیت آن با مهندس شکوری بود. در عین حال هم نایب رئیس کمیسیون عمران بودند. یک دوره هم نایب رئیس شورا شدند.

 

طبیعتاً در کمیسیون عمران، سر و کارتان با پروژه ها بود. آن سلامتی که گفتید، در این عرصه ها شاید سخت باشد نگهداری اش. حاج آقا را در آن شرایط چگونه دیدید؟

انصافاً خیلی دقت می­کردند. مهندس شکوری در تحویل پروژه­ها، در مسائل مربوط به پروژه ها خیلی دقت داشتند؛ از پشت پرده­های پروژه­های اقتصادی اطلاعات خوبی کسب می­کردند و زمانی هم که مواردی پیش می­شد، در مقابلش می­ایستادند و تذکرات لازم را می­دادند.

 

نمونه هایی از این تقابل و مقاومت یادتان هست؟

اگر اجازه بدهید وارد نمونه­ها نشویم!

 

اسم نبرید. مثلاً بفرمایید که پروژه­ای وجود داشت که قضیه­اش این چنین بود.

بله چندین پروژه وجود داشت، که این اتفاقات در آن‌ها افتاد. حتی یک موردی پیش آمد که مهندس شکوری امضاء نکرده بودند، ما دیدیم که پروژه خواهد خوابید، به مسئله ورود کردیم؛ یعنی مسئله تا این اندازه حاد شده بود. به هر حال، مواردی وجود داشت. تقریباّ اعضای شورا در شورای سوم، در این مورد به سلامت نفس آقای شکوری از بعد نظارتی اعتقاد داشتند؛ البته افرادی هم بودند که بعضی اوقات بر علیه­اش جوسازی می کردند. طبیعتاّ این مسئله وجود داشت ولی ما با هر کدام از اعضای شورا که حضوری صحبت می­کردیم می­گفتند: «ما آن گونه که از نزدیک مهندس شکوری را می­بینیم، این جوسازی­هایی که می­گویند «آقا او خیلی سخت­گیر است، بیش از اندازه ایراد می­گیرد و... صحت ندارد» بیشترشان این حرف را بصورت شخصی می­گفتند. برای مثال «دکتر دبیری» خودش چندین بار گفته بود که بعضی از افراد می­خواهند القا کنند که آقای مهندس شکوری موضع منفی دارد نسبت به پروژه ها. در حالیکه من عملاّ می­بینم که مواضع ایشان خیلی هم مثبت است، فقط خیلی دقیق هستند.

 

فرمودید که به خاطر دقت ایشان، تبلیغات و جوسازی هایی علیه­شان شده بود. این جوسازی ها چگونه صورت می گرفت و چه تاثیراتی داشت؟

نمی­دانم این را منتشر می کنید یا نه؛ ولی برای مثال به نظرم در انتخابات شورای چهارم که مهندس شکوری رای نیاوردند، چندین عامل وجود داشت. اصلاّ این موضوع، خودش قابل تحلیل است. چندین فاکتور تاًثیرگذار شد در این عدم موفقیت. تبلیغات سنگینی علیه ایشان صورت گرفت. آنچنان که متاسفانه نتوانستند وارد شورای چهارم شوند. جزئیاتش را اجازه بدهید عرض نکنم.

 

ارتباط مهندس شکوری با بدنه­ی شهرداری چگونه بود؟

ارتباط­شان با بدنه­ی شهرداری خوب بود ولی با بعضی از مدیران اختلاف و تقابل داشتند؛ بالاخره می­رفتند و از مواردی ایراد می­گرفتند، در صحن شورا مطرح می­کردند، برای فرمانداری نامه می­نوشتند... یعنی آن بعد نظارتی را که معمولاّ در شوراهای شهر در ایران به آن انتقاد وارد است، آقای شکوری خیلی جدی می گرفتند. برخلاف بیشتر اعضای شوراها در ایران که تقریباّ این ایراد بر همه­ی ما وارد است، مهندس شکوری خیلی فعال بودند. خوب طبیعتاّ زمانی که اکثریت شوراها بٌعد نظارتی­شان ضعیف است و تنها یکی دو نفر اصرار بر نظارت دارند، روی این یکی دو نفر حساسیت ایجاد می شود. بعضی اوقات هم می­شد که مدیران شهرداری حساسیت داشته باشند؛ نه اینکه خیلی جدی بخواهند کاری علیه ایشان انجام دهند ولی بالاخره ممکن بود بعضی از آن‌ها بخاطر نظارت­هایی که مهندس شکوری انجام می­دادند دلخور شوند؛ ولی در مجموع، رابطه شان با بدنه­ی شهرداری خوب بود. معمولاّ در لوایح و طرح­هایی که به صحن شورا می­آمد، از حق و حقوق پرسنل شهرداری دفاع می­کرد. مهندس شکوری در این عرصه پیشتاز بود.

 

در دوره­ی سوم مهندس شکوری، شما و آقای اسوتچی، تقریباّ یک تیم ­شدید. در افکار عمومی هم شما را در یک تیم می­دانستند.

البته نه در تمامی موارد، ولی در اکثر مسائل بله باهم بودیم. در بعضی از موارد حاج آقا اسوتچی جنبه­ی پیگیری مسائل کارگری­شان خیلی قوی بود. آقای مهندس شکوری هم جنبه­ی نظارتی­شان در کل مسائل یا در پروژه­ها خیلی قوی­تر بود. به هر حال گروه، رسمیت نداشت ولی در بیشتر موارد مواضع به هم نزدیک می­شدند.

 

چه عواملی باعث شده بود که شما سه نفر باهم باشید؟

شاید حساسیت ما به سلامت مالی باعث می­شد که این گونه باشیم؛ برای مثال در پروژه­ی «باغلارباغی» زمانی که من به تخریب آن اعتراض کردم، بعضی از همکاران ما معتقد بودند که آنجا اصلاًّ پارک نیست، ما پارک را تخریب نمی­کنیم؛ یا بعضی از دوستانمان فکر می­کردند که درست است یک پارکی اینجا دارد تخریب می­شود ولی اینجا سرمایه­گذاری می­شود که با درآمد این سرمایه­گذاری، در جاهای دیگر شهر می­تواند پارک احداث شود. در حالی که آن موقع دیدیم مهندس شکوری و حاج آقا استوتچی از ما حمایت کردند. یعنی این دو نفر بیشتر از همه از ما حمایت می­کردند ولی بعضی از دوستانمان هم برای خودشان دلایلی داشتند یا بعضی از افراد فکر می­کردند که در توسعه­ی شهر یا در توسعه­ی جامعه کمی می­توان نسبت به سلامت مالی اغماض کرد ولی ما اینگونه فکر می­کردیم که لازمه­ی توسعه این است که سلامت اقصادی خیلی رعایت شود. اینها از تفاوت دیدگاه­ها و فکرها می­توانست سرچشمه بگیرد.

در راًی­گیری­ها، این نزدیکی کاملاّ محسوس می­شد. چون راًی­گیری­ها حساس هستند، در آن‌ها کاملاّ حس می­شود که چه کسانی به هم نزدیکند. مخصوصاّ در شورای دوره­ی سوم که تعدادمان یازده نفر بود، این حساسیت بالا بود.

 

 

آقا سید، چه اولویت‌هایی را در برنامه‌ی کاری خودشان در شورا داشتند؟ روی چه مسائلی خیلی پیگیری نشان می‌دادند؟

اگر بخواهم خلاصه بکنم سلامت، صحت پروژه­ها و توجه به مسائل فنی؛ چون رشته­ ایشان مهندسی برق بود در مسائل مربوط به املاک، با تحلیل­های ریاضی به‌راحتی تجزیه و تحلیل می­کردند. در پروژه­های سرمایه­گذاری در تملک محاسبات ریزی انجام می­دادند، به طور دقیق حساب را درمی­آوردند. در برآورد، من می­توانم بگویم که ایشان در بین یازده نفر دقیق­ترین برآورد پروژه­ها را داشتند. در درصدهای توافق حساسیت زیادی داشتند. در سلامت اداره حساسیت زیادی داشتند. به قانون­مند بودند انتصابات خیلی حساسیت داشتند. می گفتند انتصابات باید قانون­مند باشد، باید اصولی باشد. افراد ناصالح در پست­های حساس مدیریتی نباشند؛ در یک کلمه: توجه به سلامت سازمانی و توجه به بهره­وری بالای پروژه­ها، اولویت ایشان بود.

 

می توانید مثالهایی بزنید از این عملکرد سید؟

یادم هست، زمانیکه «پروژه­ی آیسان» مطرح شد آقای مهندس شکوری محاسبات خیلی دقیقی درآوردند و گفتند: «در آن توافقی که صورت گرفته است درصد سهم شهرداری پایین است، برای اینکه این سهم جبران شود، باید یکی از طبقه­های برج­های آیسان به شهرداری بدهند» مجدداّ علاوه­بر درصد، یک طبقه از برج آیسان به شهرداری اختصاص یافت و قرار شد آنجا در آینده محل برگزاری جلسات شورای شهر باشد. با محاسبه­ی دقیق، این­ها را درمی­آوردند و مطرح می­کردند. یا مواردی وجود دارد که من نمی­توانم زیاد بازش کنم؛ برای مثال آن زمان آقای مهندس شکوری از انتصابات شکایت کرده بود. امروز می­بینیم که آن افراد با یک کارنامه­ی منفی اقتصادی پست­های مدیریتی شهرداری را ترک می­کنند در حالی که آن زمان آقای مهندس شکوری اعلام می­کرد این انتصابی که در فلان منطقه انجام گرفته است درست نیست! یعنی می­توان گفت این موارد کاملاّ یادم هست و می­توانم ذکر کنم.

 

آقا سید حسن عصبانی هم می­شدند؟

خیلی کم. زیاد عصبانی نمی­شدند. خوشبختانه جو شورای سوم به گونه­ای بود که هیچ کس خیلی عصبانی نمی­شد. یکی دو مورد دیدم که عصبانی شدم. ولی معمولاً آرام بودند.

 

چه وقت هایی عصبانی می شدند؟

دقیق یادم نیست. عمدتاّ بخاطر منافع مردم و مسائل شهر عصبانی می شدند و نه به خاطر مسائل شخصی. به هیچ وجه به مسائل، شخصی نگاه نمی­کردند؛ یعنی اگر ما بخواهیم یک مسئول در نظام جمهوری اسلامی مثال بزنیم که منافع فردی برایش مهم نبود، نمونه­ی عینی­اش آقای مهندس شکوری است.

 

دفتر آقا سید در شورا چقدر فعال بود؟

آقای مهندس شکوری، جزو آن دسته از اعضای شورا بود که به طور کلی خودش را از مسئولیت­های دیگر رها کرده و تنها به کار شورا متمرکز شده بود. این هم از دیگر جنبه­های مثبت ایشان بود. برای مثال اگر ما در هفته یک روز دو ساعت یا دو تا دو ساعت ملاقات عمومی داشتیم، آقای مهندس شکوری هر روز در دفتر خودش در شورا در دسترس بودند. خیلی وقت می گذاشتند و امکان پیگیری مراجعات را هم برای خودشان ایجاد کرده بودند.

 

آقا سید در زمان عضویت در شورا، سابقه ی سفر خارجی هم داشته­اند؟

ما دو نفر عزیز داشتیم که به هیچ وجه به سفر خارج نمی­رفتند؛ یکی مهندس شکوری بود و یکی هم حاج آقا استوتچی. ظاهراّ در شورای چهارم هم یکی، دو نفر از عزیزان می­گویند که ما نمی­رویم ولی حاج آقا استوتچی و مهندس شکوری اصلاّ... به هیچ وجه سعی نمی­کرد که مدیون و وامدارِ کسی شود. به خودش اجازه نمیداد که با امکاناتِ یک نفر حتی به میانه برود؛ یا به تهران برود؛ چه رسد به سفر خارج! نسبت به این کار خیلی حساسیت داشتند.

 

توجیه­شان چه بود؟

توجیه­شان این بود که منابع مالی شهر کم است؛ به هر طریقی باید صرفه­جویی شود تا درآمدها در راه توسعه­ی شهر بکار برود. حتی یادم هست که در شورای سوم به تصویب رسید که «اگر یک عضو شورا به سفر خارج برود، حق ماًموریتی که طبق بخش­نامه­ها وجود دارد آن را نگیرد» فکر می­کنم این عزیز هم در تصویب این مصوبه نقش داشت؛ که حتی اگر عده­ای هم رفتند حداقل حق ماًموریت گرفته نشود و هزینه ی اضافی به شهر تحمیل نشود.

 

خبر شهادت آقا سید را که شنیدید آماده بودید یا اینکه خبر برایتان غیرمنتظره بود؟

والله! خیلی ناراحت­کننده بود. یعنی می­دانید، زمانی که آدم به اطراف خودش نگاه می­کند در نگاه اول می­گوید انسان­های سالم، انسان­های دقیق، انسان­های متفکر زیاد هستند ولی زمانی که وارد میدان عمل می­شوی می­بینی که شمار انسان­های خالص، سالم و دقیق در مدیریت کم است. مثل اینکه یک ذخیره­ی بزرگ، یک ثروت و سرمایه­ی بزرگ جامعه و شهرمان از دست رفته است. واقعاّ خیلی سنگین است، تحملش خیلی سخت است؛ این گونه انسان­های پاک و بزرگ که به فکر محرومان بودند، انسان­های سالمی بودند، انسان­های معنوی بودند، یک انقلابی به معنای واقعی کلمه بودند، رزمنده­ای بودند که تا آخر به عهد خود پایبند مانده بودند. خیلی سنگین بود؛ خوب می­دانستیم بیمار است و ممکن است که رحلت کند ولی بالاخره زمانی که آن خبر را می­شنوی یعنی تمام امیدهایی که برای بهبودی وجود داشت، آن امیدها از بین می­رود. برای مثال من خودم گاهی فکر می­کردم و می­گفتم: «خدایا یعنی می شود معجزه­ای شود و آقا سید حسن خوب شود، بهبود یابد و بیاید؟» کورسوهایی از امید داشتم. ولی به هر حال ناامید شدیم.

هیهات که دوباره چنین انسان هایی را پیدا کنیم. به قول شاعر:

سالها باید که تا یک سنگ اصلی ز آفتاب

لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن

 

 

ممنون بابت حضورتان در این گفتگو.

من هم ممنونم که فرصت این گفتگو را فراهم کردید.

 

  • ۹۴/۱۲/۲۰
  • bahman e azarbaijan

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی